آنچه باعث شد دست به ارائه نوشته موجود بزنم بحثهائی است که مدتهاست در میان جامعه ایرانی بویژه جامعه روشنفکری شاهد آن هستم و هستیم و آن چیزی نیست جز بحث و مجادله در مورد آزادی قلم، بیان ، اظهار نظر، و در کنار آن مقابله با انواع تبعیضها بخصوص تبعیض دینی و مذهبی .
آنگاه طرح و ارائه این بحث را ضروری دانستم، که احساس کردم که تحمل این نوع تبعیض دیگر برایم قابل تحمل نیست و می توان گفت از مرز تبعیض گذشته و به مرز جداسازی وآپارتاید حسی و رفتاری رسیده است.
موضوع مورد نظر من مشکل افرادی است که تغییر دین داده اند. انسانهائی که در این وانفسای گریز از باور مندی به تغییر باورمندی دینی خود می پردازند.وضمن بازنگری به باورهای گذشته خود ونقد آنچه در گذشته به آن اعتقاد داشته اند. با انس و الفت به باور جدید خود، باورمندند و با دلی قوی و معتقد به تبلیغ آن می پردازند.
در جامعه ایرانی اگر چه خروج از دین اسلام و پیوستن به آئین مسحیت قدمتی طولانی دارد اما در سالهای اخیر و با توجه به انقلاب اطلاعاتی و سهولت ارتباطات این گرایش به میزانی قابل توجهی افزایش یافته است. امروز ما در جای جای ایران و جهان با هموطنانی مواجه می شویم که که به آئین آرام بخش مسحیت پیوسته اند. و تعداد کثیری را مشاهده می کنیم که زندگی خود را وقف ترویج آئین عیسی مسیح کرده اند. و با ترویج آئین صلح و دوستی در کنار ایجاد آرامش روحی و روانی برای خود به اشاعه و انتشار این آرامش در میان دیگر افراد جامعه همت می گمارند
.اینکه این تغییر باورمندی درست یا نادرست است و اصلا در جهان امروزی متدین بودن امری نیکو یا نکوهیده است موضوع این نوشته نیست. و می توان در مجالی دیگر به آن پرداخت. آنچه مو ضوع این نوشته است .حقی است که هر فردی برای انتخاب مرام و مذهب خود دارد ومسئولیتی است که دیگران برای حفاظت از انتخاب آزادانه عقیده و مرام توسط دیگران بر عهده دارند. آنجائی که جامعه و حکومت حامی امنیت افراد دیگر برای انتخاب و ابراز نظر نباشد فضای بسته ای ایجاد خواهد شد. که همگان در ادامه زیان خواهند دید.
همانگونه که در سطور بالا ذکر کردم امروز در جای جای جهان با هموطنان مسیحی مواجه می شویم که مسیحی زاده نشده اند اما بر اساس تشخیص خود به آئین مسیحیت پیوسته اند.
این افراد علیرغم صداقت، صفاو صمیمیت اعتقاد به صلح و آرامش مورد شدیدترین تحقیر ها قرار می گیرند.
همانگونه که دراعلامیه حقوق بشر و شهروند هیچکس نباید عقاید خود حتی عقاید مذهبی با ترس و دلهره باشد و همچنین در ماده یازده تاکید شده رابطه ازاد بین عقاید با ارزشترین حقوق بشر می باشد .و همانگونه دولت ایران هم ملزم به رعایت حقوق بشر مئ داند یعنئ اسناد مرتبط را امضا نموده و من یا بلکه امثال من سند ئ ندیدیم ولئ بار ها از مسئولان نظام جمهورئ اسلامئ شنیده ایم که در ایران هیچکس به جرم عقاید مذهبئ کسئ مورد ازار و یا پیگرد نیست ولئ برادرمان یوسف ندرخانئ دستگیر شده و تا الان هم در زندان هست جدا از دستگیری حکمی به جرم مرتد بودن وی صادر گردیده که همان حکم در دیوان عالی هم به تایید رسیده جرم این برادرمان از اسلام به مسیحیت گرویدن است. حالا دولت ایران یا نظام ایران خواسته تا این برادر توبه کند و در غیر این صورت حکم اعدام اجرا خواهد شد من موسی قاسمی از مجامع بین المللی تقاضا دارم که بداد برادرمان یوسف ندرخانی برسیدامکان ندارد من که با تمام وجودم ایمان به عیسئ مسیح اوردم وی را انکار کنم
کلام خدا مئ گویید کسانئ که ایمان اوردند یعنئ گناهان ان شخص بخشیده شده و باید دراین راه بشارت بدهد و کلام خدا را به کسانئ که نشنیده اند برساند من هم در هلند عضو کیلسائ کوروش هستم از طرف خودم وظیفه دانستم که این خبر را به گوش جهانیان برسانم چون شرایط خودم همین هست که از اسلام به مسیحیت گرویدم ایا واقعا این جرم هست که من مئ خواهم بنده خدا نباشم و فرزند پدر باشم. منظور از پدر در اینجا پدر آسمانیمان است.
موسی قاسمی *هلند





















پاسخ با نقل قول